تبليغاتX
امواج مثبت+

: اگر دین هم نداریم لااقل آزادمرد باشیم »
!! نوشته شده توسط | 10:45 | سه شنبه هشتم آذر 1390

من و خونم

 قم رو دوست دارم فقط چند روز

هیچ جا خونه خودم آدم نمیشه.

همین

!! نوشته شده توسط | 18:12 | پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 •

ستاره های بی نور دلم

*چند روزی ست که گل و داغ خبرها شده ایم، معروف بودیم مشهور شدیم، عزیز بودیم لذیذ شدیم،

جان بودیم نفس شدیم، عشق بودیم قربان شدیم، اه بودیم و آه شدیم.

*دلم می خواد یه پرنده در قفس باشم تا یه آدم در بند.

*دلم برای نفس کشیدن توی هوای پاک بدون تعصب«از هر نوع اش» تنگ شده ، توی هوای خودم، توی هوای مجانی.

*دلم شکسته از این همه ادعا ، دلم شکست از شکست ادعا.

*روز ممنوعیت هم وطنانم  در مناطق مختلف ادعا ی ناب ، تسلیت شایدم تبریک بهر حال ، باد.

*این باد داره تبدیل به طوفان میشه هر کی غیرت داره کوه بشه هر کس هم نه خاک.

 

همین

!! نوشته شده توسط | 11:11 | پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 •

دعا برای مادرش در روزهای نزدیک به روز مادر

امروز به وبلاگ یکی از دوستان سر زدم و این مطلب را به درخواستش ُ گذاشتم:

امروز به یکی از وبلاگ های دوستان سر زدم که نوشته بود "دوست عزیزم آزی  وقتی شنیدم جواب آزمایش ها نشان می ده که مادرت سرطان ریه از نوع بدخیم دارد خیلی ناراحت شدم.این تنها کاری است که از دست های ناتوانم برمی آید.....من و هر خواننده ی این متن دعا می کنیم که مراحل درمان مادر مهربانت به خوبی طی شود و او سلامتیش را دوباره به دست آورد" 

هر دعا اهداء یک سلول سالم

درخواست صمیمانه:لطفا این متن را عینا و یا به سلیقه ی خود برای مدت 7 روز به عنوان پست ثابت در وبلاگ خود قرار دهید.

ایــــــن زنجیره می تواند به معجزه تبدیل شود

واقعا برای سلامتیش دعا کنیم برگرفته از وبلاگ یک پروانه

!! نوشته شده توسط | 9:55 | دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 •

91/1/11

تو این روز یه اتفاق قشنگ برای گروه دوستی مون افتاد . یکی از بچه ها با یکی از بچه های دیگه یه قرار گذاشتند برای تمام روزهای باقی مانده از زندگی شون .

امیدوارم قرارشون مبارک و روزهای باقی مانده شون زیاد باشه به زیادی و خوشمزگی چی پلیت .

همین .

!! نوشته شده توسط | 23:6 | دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 •

12:23

Delam grefte b andazaye bozorgiye sale noov.

ye hagh

!! نوشته شده توسط | 1:23 | سه شنبه یکم فروردین 1391 •

اينور دنيا چه مي كنه!!!

خصوصيات اينور دنيا ، ويژگي بارز مدير آموزشي و سيستم اداري اموزش عالي ماست .لذت ببريد :

اونور دنیا : موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت مجموعه تحت مدیریتش سنجیده می‌شود.

اینور دنیا : موفقیت مدیر سنجیده نمی‌شود، خود مدیر بودن نشانه موفقیت است.

اونور دنیا : مدیران بعضی وقت ها استعفا می‌دهند.
اینور دنیا : عشق به خدمت مانع از استعفا می‌شود.

اونور دنیا : افراد از مشاغل پایین شروع می‌کنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند.
اینور دنیا : افراد مادرزادی مدیر هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت بزرگترین‌های کشور است.

اونور دنیا : برای یک پست مدیریت، دنبال مدیر می‌گردند.
اینور دنیا : برای یک فرد، دنبال پست مدیریت می‌گردند و در صورت لزوم این پست ساخته می‌شود.

اونور دنیا : یک کارمند ساده ممکن است سه سال بعد مدیر شود.
اینور دنیا : یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده.

اونور دنیا : اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.
اینور دنیا : اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده‌ای نکنند، او را مشاور مدیریت می‌کنند.

اونور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی می‌کند و حتی ممکن است محاکمه شود.
اینور دنیا : اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر می‌شود و پست مدیریت جدید می‌گیرد.

اونور دنیا : مدیران به صورت مستقل استخدام و برکنار می‌شوند، ولی به صورت گروهی و هماهنگ کار می‌کنند.
اینور دنیا : مدیران به صورت مستقل و غیرهماهنگ کارمی‌کنند، ولی به صورت گروهی استخدام و برکنار می‌شوند.

اونور دنیا : برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی می‌دهند و با برخی مصاحبه می‌کنند.
اینور دنیا : برای استخدام مدیر، به فرد مورد نظر تلفن می‌کنند.

اونور دنیا : زمان پایان کار یک مدیر و شروع کار مدیر بعدی از قبل مشخص است.
اینور دنیا : مدیران در همان روز حکم مدیریت یا برکناریشان را می‌گیرند.

اونور دنیا : همه می‌دانند درآمد قانونی یک مدیر زیاد است.
اینور دنیا : مدیران انسان‌های ساده زیستی هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد.

اونور دنیا : برای مدیریت، سابقه کار مفید و لیاقت لازم است.
اینور دنیا : برای مدیریت، مورد اعتماد بودن کفایت می‌کند.

اونور دنیا : مدیر فعال‌ترین فرد سازمان است با مشغله فراوان.

اینور دنیا : مدیر کم کارترین فرد سازمان است با مشاغل فراوان

ياحق

!! نوشته شده توسط | 23:25 | یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 •

داد بغلي.

پسرك دوان دوان آمد و گفت : آقا يك روغني موخام ، فروشنده گفت : از چي شي موخاي؟ . گفت: روغنيييييييييييييييييي !!!! روغنييييييييييييي!!!! روغني پاي!!!!

-          روغني پاي؟؟؟

-          آ.

-          بيا ، موشه 500 ، آلي د چي مو خواي ؟

-          د ، بابه خو . وقتي خوب شود مي ي حيساب موكونه !

همين روكه گفت ، پا رو گذاشت به فرار . از مغازه و سرو صداي مغازه دار و اطرافيانش كه راحت شد ، گوشه ي ديواري توقف كرد و پاش رو آورد بالا و با لب هايي كه نشان از درد فراوان پا ، جمع شده بودن و آواي :اً ف آًف اًف رو سر مي دادند ، پاهاش رو كرم زد و داد بغلي.

يا حق

!! نوشته شده توسط | 9:57 | سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 •

عشق بي نظيرم ،عاشقتم

ميلاد پر افتخار و پر بركت و فجر زيباي زندگي امام حسن عسكري(عليه السلام) پدر بزرگوار امام حاضرم  بر تمام دنيا مبارك و شيرين باد.

امام(عج) خوبم!

ممنون از اينكه همه جا و هميشه هوام رو داشتي وداري و( اگر خاكي نزنم) خواهي داشت.

خالق عشقهاي جاويدان و پاك نگهدارتان

ياحق

!! نوشته شده توسط | 0:41 | پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 •

ذكر يا عبادت؟؟؟

ديروز تو كتابخونه حرم دم نماز خونه اش نشسته بودم (چون در نماز خونه بسته بود اما يه فرش گذاشته بودن تا آدمهايي مث من كه وقت نكردن نماز اول وقت بخونن، بيان و لطف فرموده يه حركتي از خودشون نشون بدن) منتظر مهر بودم ، يكي از دخترا كه شباهت زيادي به مذهبي ها داشت در حال تعقيبات ميان نماز بود(اگه درست گفته باشم) بعد از مدتي، بالاخره يه خانم سمت راستيم نمازش رو زود تموم كرد و مهرش روداد به من ، نمازم رو شروع كردم، خانم سمت چپيم بعد از تعقبيات، برگشت ، ديد من نمازم تموم شده سريع بلند شد كه بره ، كفشاش رو پوشيد و مهر هنوز دستش بود كه در كمال ناباوري مهر رو از فاصله 1 متري پرت كرد ، مهر افتاد رو زمين و ثابت شد البته با چند تا آفتاب مهتاب بالانس .

اين صحنه رو كه ديدم براي يه لحظه كپ كردم، آخه يعني چي،آدم حسابي اينم شد عبادت؟ عبادت به اينكه فقط چندتا ذكر بگي و تموم ؟ حوزه عبادت نمي تونه اين قدر گسترده باشه تا رفتار ها هم توش جا بگيره؟

پ .ن : كم ذكر بگو ، بيشتر عبادت كن!

!! نوشته شده توسط | 7:9 | سه شنبه نهم اسفند 1390 •